تبلیغات
شهدای دفاع مقدس شهر ترکالکی - عملیات رمضان ... و شهدای عملیات رمضان و شهدای پدافندی ترکالکی











 

 




عملیات رمضان
عبور از مرز و ورود به خاک عراق نیاز به تبیین استراتژی جدیدی داشت ، استراتژی جدید نیز منابع و روش های تازه ای را می طلبید لیکن عملیات رمضان با همان مقدورات و روش های گذشته طراح ریزی شد . هدف این بود که با موفقیت در عملیات رمضان ، منطقه ای تصرف شود و بدین وسیله پایان عادلانه جنگ ممکن گردد . از سوی دیگر ، از هفت ماه قبل از شروع این عملیات خبرهایی از داخل عراق می رسید مبنی بر تشکیل خطوط پدافندی مستحکم در مناطق استراتژیک ، اما اطلاعات از عمق دشمن کم تر به دست می آمد . اطلاعات ماهواره ای به هیچ عنوان به ایران منتقل نمی شد ، عکس برداری هوایی نیز نیازهای عملیات را تامین نمی کرد . تنها اطلاعات خودی با شناسایی از نزدیک و به وسیله نیروی انسانی به دست می آمد که شناخت کافی از آرایش و استحکامات جدید ارتش عراق را در بر نداشت . در حالی که آرایش نیروهای دشمن و روش های جدید دفاعی آنها حکایت از استراتژی جدید ارتش عراق می کرد ، نبود شناخت کافی از این وضعیت تازه ، آثار نامطلوبی بر عملکرد خودی گذاشت . به هر حال ، عملیات رمضان با طراحی و فرماندهانی سپاه و ارتش در چهار محور و در پنج مرحله اجرا شد . نداشتن شناخت دقیق از وضعیت و استحکامات جدید نیروهای عراقی به اختلال در اجرای عملیات انجامید . هر چند تلاش اصلی عملیات به ثمر نشست و یگانهای قرارگاه فتح توانست با نفوذ به عمق عراق تا نهر کتیبان پیش بروند و به قرارگاه فرماندهی دشمن دست یابند ، اما نیروهای پیش تاز که از جناح چپ با اتکا به کانال پروش ماهی وضعیت قابل دفاعی داشتند ، از جناح راست در برابر هجوم یگانهای زرهی عراق آسیب پذیر بودند . قرارگاههای مجاور نیز که با استحکامات جدید عراق روبرو بودند ، نتوانستند این موانع را پشت سر بگذارند و جناح راست قرارگاه فتح را تامین کنند ، لذا نیروهای قرارگاه فتح نیز در تثبیت موقعیت خود موفق نشدند و تنها محدوده پاسگاه زید را تصرف کردند . بدین ترتیب منطقه زید آزاد و لشکر 9 زرهی عراق کاملا منهدم شد ، اما هدف اصلی عملیات تامین نگردید .

نام عملیات :  رمضان

منطقه عملیاتی : جبهه جنوبی ، مـحـور پـاسـگـاه زیـد  ، شـلـمـچـه ، کـوشـک ، طـلـائـیـه ، شـمـالـغـربـی خـرمـشـهـر و شـرق بـصـره

رمز عملیات  : یا مهدی(عج)ادرکنی

مـدت عـمـلـیـات : طـی 5 مـرحـلـه و 17 روز 

تاریخ آغاز عملیات : سـاعـت  21:30  دقـیـقـه  1361/4/22 در شامگاه 23 تیر  شـب 21 مـاه مـبـارک رمـضـان در سـالـروز شـهـادت امـام عـلـی (ع)  تا روز  1361/5/7  ادامه یافت

هدف عملیات : تهدید بصره از شرق و حضور در حاشیه شط العرب

وسعت منطقه آزاد شده  : 40 کیلومتر مربع




شهدای عملیات رمضان و شهدای پدافندی تیرماه شهر ترکالکی :

1 - شهید جاویدالاثر بهرام آقاجانی  -  شهادت  1361/4/28  کوشک ، عملیات رمضان

2 - شهید رحیم محمدزاده  -  شهادت  1361/4/28  کوشک ، عملیات رمضان

3- شهید جاویدالاثر سید محمدصادق مروج  -  شهادت  1361/4/31  پاسگاه زید ، عملیات رمضان


الف - شهید محمدعلی حسنی  -  شهادت  1360/4/19  جبهه آبادان



===============================================

عملیات رمضان

ورود به خاك عراق

صدام پس از اشغال خرمشهر و به بهانه حمله سراسری اسرائیل به جنوب لبنان ، قصد داشت جنگ را خاتمه داده و امتیاز خرمشهر را برای خود نگه دارد . از سوی دیگر فرماندهان ایرانی با اطلاع از این قصد بر آن شدند تا با فتح منطقه ای از خاك عراق و گرفتن امتیاز ارضی ، پایان عادلانه ای به جنگ دهند .

به این ترتیب عملیات رمضان در چهار محور و پنج مرحله از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش ایران طراحی و اجرا گردید ، تا با عبور از خط مرز بین المللی ، یك زمین مثلث شكل به وسعت 1600 كیلومتر مربع تصرف شود . این منطقه از شمال به كوشك و طلاییه و پاسگاه های مرزی در جنوب هویزه و حاشیه جنوبی هور الهویزه و از غرب به رودخانه اروند ( در نقطه تلاقی دجله و فرات به نام القرنه ) تا شلمچه در غرب خرمشهر ، و از شرق به خط مرزی شمالی – جنوبی و از كوشك تا شلمچه منتهی می شد .

مهندسین عراق در منطقه شمال غربی بصره و تنومه خطوط پدافندی عراق را با ساخت یك كانال به طول 30 و عرض یك كیلومتر ( كه مختص پرورش ماهی بود ) با پمپاژ آب و احداث موانع و كمین و سنگرهای تیربار به عنوان مانع اساسی و بازدارنده از حملات احتمالی نیروهای ایرانی به سوی بصره تدارك دیده بودند . همچنین در قسمت جنوبی منطقه ( رو به روی شلمچه ) آب رها شده بود تا از هرگونه تردد نیروهای زرهی و پیاده ، عملا ممانعت به عمل آید .

سرانجام عملیات رمضان در شب 21 رمضان و سالروز شهادت امام علی (ع) در ساعات 21 و 30 دقیقه شامگاه 23 تیر ماه 1361 با رمز یا صاحب الزمان ادركنی در منطقه عملیاتی شلمچه و شرق بصره آغاز شد . در این حمله 8 لشگر پیاده از سپاه و دو لشگر زرهی از ارتش به عنوان نیروی اصلی و همچنین یك تیپ پیاده ازسپاه و یك لشگر زرهی از ارتش به عنوان نیروی ذخیره حضور داشتند كه تحت امر چهار قرارگاه عملیاتی كار می كردند .

در مرحله نخست – در سه محور – به علت موانع و استحكامات مثلثی شكل و میادین مین فراوان ، نیروهای ایرانی نتوانستند با سرعت عمل به تمامی اهداف مورد نظر دست یابند ، لذا با روشن شدن هوان از ادامه پیشروی خودداری شد . اما در محور جنوبی – جنوب پاسگاه زید – چهار تیپ از سپاه و دو تیپ از ارتش توانستند با سرعت عمل چشمگیری همه مواضع دشمن را در هم كوبیده و تا عمق 30 كیلومتری مواضع عراقی ها رسیده و خود را به نهر كتیبان در شرق اروند و كانال ماهیگیری برسانند ، به گونه ای كه به قرارگاه فرماندهی لشگر 9 زرهی عراق دست یافته و علاوه بر غنیمت گرفتن خودرو تویوتا فرماندهی ، قرارگاه را منهدم می كنند . علی رغم این موفقیت ، جناح راست نیروها بازمانده بود و با روشن شدن هوا عراقی ها با یك لشگر زرهی فشار اصلی را معطوف این منطقه كرده و از پیشروی نیروهای ایرانی ممانعت به عمل آوردند .

در این مرحله از عملیات 85 دستگاه تانك و نفربر و 12 توپ دشمن منهدم و 71 دستگاه تانك و نفربر نیز به غنیمت گرفته شد .

مرحله دوم نیز در محور میانی – جنوب پاسگاه زید – و با همان یگان ها و تقویت دو تیپ دیگر در تاریخ 25 مرداد ماه 1361 صورت گرفت كه چندان موفقیت آمیز نبود و تنها مقداری خسارت به دشمن وارد آمد و شماری از آنان كشته و زخمی و اسیر شدند .

در مرحله سوم احتمال می رفت كه دشمن با تجمع نیروهای زرهی قصد پاتك دارد ، لذا در تاریخ 30 مرداد ماه 1361 از شركت نیروهای زرهی خودی صرف نظر شد تا نیروهای پیاده بتوانند به انهدام تانك ها و نفربر ها بپردازند . بنابراین عملیات مرحله سوم از جنوب پاسگاه زید آغاز شد و نیروهای ایرانی به طور خیره كننده ای به در هم شكستن و تصرف مواضع دشمن پرداختند . رزمندگان اسلام توانستند در این مرحله مهم ، در زمینی به وسعت 180 كیلومتر مربع ، نزدیك به 700 دستگاه تانك و نفربر را منهدم و 14 دستگاه تانك و نفربر دشمن را كه 4 دستگاه از نوع پیشرفته تی – 72 بود به غنیمت بگیرند .

مرحله چهارم عملیات در یكم شهریور ماه 1361 از محور جنوبی منطقه عملیاتی شلمچه شروع شد اما به دلیل آمادگی و هوشیاری عراقی ها و استحكامات و مواضعی كه تعبیه شده بود ، راهی از خط نخست دشمن ، به روی رزمندگان اسلام باز نشد .

مرحله پنجم و پایانی كه تلاش نهایی و اصلی این عملیات سیاسی – نظامی بود ، در 6 شهریور ماه 1361 از شمال پاسگاه زید و در حد فاصل دژ مرزی عراق و خاكریزهای مثلثی آغاز شد . در آغاز درگیری و نبرد ، همه چیز طبق طرح فرماندهان ایرانی پیش رفت و نیروهای ارتش و سپاه توانستند گذشته از پاكسازی و الحاق ، خاكریزی مناسب و دو جداره در جناح شمالی دشمن بسازند . ولی از آنجا كه دقت كافی در ساخت آن به كار نرفت ، دشمن توانست 5 كیلومتر در آن رخنه كند . در این مرحله 130 دستگاه تانك و نفربر منهدم و 11 دستگاه نیز به غنیمت گرفته شد و همچنین 800 تن از نیروهای دشمن كشته و زخمی شدند .

بنابراین در این عملیات 1097 دستگاه تانك و نفربر منهدم شده و 50 دستگاه تانك و نفربر به غنیمت نیروهای ایرانی درآمد . همچنین 8715 تن از نیروهای بعثی عراقی نیز كشته و زخمی و اسیر شدند .

جمهوری اسلامی ایران با اجرای این عملیات سیاسی – نظامی نشان داد كه در نفوذ به خاك عراق و ادامه نبرد ، تنها به دنبال خواسته های به حق مردم مظلوم خود است ؛ هر چند كه تنها محدوده پاسگاه زید عراق به وسعت 400 كیلومتر مربع تصرف و لشگر 9 زرهی عراق به طور كامل منهدم شد و هدف اصلی تامین نگشت ، اما این عملیات یك اقدام مثبت تلقی گردید .

خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات : رمضان

زمان اجرا : 23/4/1361

مكان اجرا : منطقه عملیاتی شلمچه ( شمال غربی خرمشهر و شرق بصره )

رمز عملیات : یا صاحب الزمان ادركنی

تلفات دشمن : 8715 نفر كشته ، زخمی و اسیر

ارگان های عمل كننده : سپاه و ارتش

اهداف عملیات : فتح منطقه ای از خاك عراق و گرفتن امتیاز ارضی برای پایان عادلانه به جنگ دو ساله در طی 5 مرحله .

========================================================


سید مسعود شجاعی طباطبایی در وبلاگ خود با عنوان وصیت‌‌نامه عكسی را از علی فریدونی عكاس با سابقه ایرنا از عملیات رمضان منتشر كرده و می‌نویسد:

محور پاسگاه زید (27 تیر 1361) نیمه‌شب یکشنبه 27 تیرماه، گردان های در گیر در مرحله دوم عملیات رمضان به دلیل گذشت زمان و نزدیک شدن صبح، از تعدای از نیروهای داوطلب می خواهند که از میدان مین پیش رو سریع تر گذر کرده و معبری برای عبوردیگر رزمندگان باز کنند. از میان 150 نفر داوطلب به 20 نفر از آنان اجازه ی ورود به میدان مین داده می شود و اغلب این 20 نفر نیز به شهادت رسیدند.

بعد از رفتن شما سخت تنها شدیم، همه حرفهایمان رنگ و بوی دلتنگی به خود گرفت،ای فرشته های خفته بر میدان مین، ای خدایان شجاعت و عشق،  این درد فراق را تنها می توانم به آسمان در دل شب بگویم و در میان ستاره ها به جستجوی شما بر خیزم، این روزها از هجر فراغ شما،تنها می توانم دلتنگی هایم را به چهار دیواری گلزار شهدا بگویم، بعد از رفتن شما چقدر زخم زبان شنیدیم،زخم ها تنها در دلمان باز شد، چه زود بسیجی گمنام شد ، مگر شما جاده ی زندگی شان را هموار نکرید، معبرهای آتشین را به جان نخریدید، تا مدلهای بیشمار بی ام و و بنز و پرادو در شهر جولان دهند و در ویلاهای کنار دریاشان با سگانشان رژه مرگ بروند، ، چه زود فراموشتان کردند، هنوز سخت است باور کنم هشت سال دفاع مقدس به سخره گرفته می شود، چقدر دوست دارم بر آن خاکی که خفته اید سجده کنم و عشق را در دانه های داغ شن های محور زید جستجو کنم...

طباطبایی در ادامه این نوشته می‌نویسد:

1 -  گل واژه های این مطلب از نوشته های برادر عزیزم علی چناری است.

 2 - شهادت شهید آوینی در میدان مین: كم كم از آنچه در بیابان است رو بر می گرداند... آسمان فكّه آبی است با ابر های پرپشت ... نور در میانشان تلالو می كند... باد بهار با خودش رایحه ای برای دشت می آورد... سیّد مرتضی بو می كشد... عمیق بو می كشد... ناگهان غمی بر دلش می نشیند... روزی بود كه این دشت پر از سر و صدا بود... بر آنهایی كه اینجا گرفتار شده بودند چه گذشت...فكّه اسیر شده بود... نمی شد رهایش كرد... فكّه ماند بی آنكه راهی برای بازگشت پیدا شود... رزمندگان ماندند و از تشنگی مردند... از عطش... سیّد مرتضی جرعه ای از قمقمه آب نوشید... شور بود! ... مرتضی تعجّب كرد!... به زمین انداختش... چشم هایش را بست... سرش گیج رفت...كسی در ذهنش فریاد كشید: * یاااااااااا علی..... !!! * مرتضی قدم آخر را محكم تر از همیشه برداشت!...

پایش را روی مین والمری گذاشت... ضامن رها شد... دشت صدای انفجار را شنید... سیّد مرتضی بر زمین افتاد... یك لحظه آسمان را نگاه كرد... لبهایش را به داخل كشید و با زبان خیسشان كرد و... چشم هایش را بست...
3 - لحظاتی قبل دوست همرزمم آقای سعید رمضانعلی که  در عملیات بدر در یک دسته بودیم، به اطلاعم رساند که حاج محمود کلهر نیز که در همان عملیات با او بودیم (وی در عملیات والفجر هشت دوچشم خود را از دست داد و مجروح شیمیایی هم بود) به ملکوت اعلا شتافت، خیلی دلتنگم و پریشان: یاران چه غریبانه، رفتند از این خانه .

عـمـلـیـات رمـضـان :

تـاریـخ آغـاز عـمـلـیـات :  سـاعـت  21:30  دقـیـقـه روز چـهـارشـنـبـه 1361/4/23 در شـب 21 مـاه مـبـارک رمـضـان در سـالـروز شـهـادت امـام عـلـی (ع)  .

رمـز عـمـلـیـات :  بـسـم الـلـه قـاسـم الـجـبـاریـن یـا صـاحـب الـزمـان ادرکـنـی عـج .

مـدت عـمـلـیـات : طـی 5 مـرحـلـه و 15 روز .

مـنـطـقـه عـمـلـیـاتـی : مـحـور پـاسـگـاه زیـد  ، شـلـمـچـه ، کـوشـک ، طـلـائـیـه ، شـمـالـغـربـی خـرمـشـهـر و شـرق بـصـره .

شـهـدای عـمـلـیـات رمـضـان از شـهـر تـرکـالـکـی :

شـهـیـد جـاویـدالـاثـر بـهـرام آقـاجـانـی

شـهـیـد رحـیـم مـحـمـدزاده 


نثار ارواح طیبه شهدای هشت سال دفاع مقدس و انقلاب اسلامی و امام شهداء صـلـوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و جمیع شهدا  واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعین

===========================================

عـمـلـیـات رمـضـان بـه روایـت یـک عـکـاس



عـمـلـیـات رمـضـان بـه روایـت یـک عـکـاس


چند روز پس از آغاز عملیات «رمضان»، در منطقه کانال ماهی بودم؛ صبح که به منطقه رفتیم، عراقی‌ها تانک‌های خودشان را روشن گذاشته و فرار کرده بودند.

 
خبرگزاری فارس: عملیات رمضان به روایت یک عکاس + تصاویر

 «محمدحسین حیدری» مدیر انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس که خود از عکاسان دفاع مقدس است، خاطرات و عکس‌های متعددی از عملیات‌ها دارد. وی در سالروز عملیات «رمضان» ضمن بیان خاطره‌ای از این عملیات، عکس‌هایی را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است.

***

عملیات رمضان؛ عکس از محمدحسین حیدری

چند روز پس از آغاز عملیات «رمضان»، در منطقه کانال ماهی بودم؛ صبح که به منطقه رفتیم، عراقی‌ها تانک‌های خودشان را روشن گذاشته و فرار کرده بودند؛ عراق تا ساعت 10 صبح نیروهایش را منسجم کرد و توسط توپخانه، آتش بسیار سنگینی را روی بچه‌ها ریخت و ما مجبور به عقب‌نشینی شدیم؛ در آن محور بنده آخرین نفری بودم که عقب‌نشینی کردم.

عملیات رمضان؛ عکس از محمدحسین حیدری

در کانال ماهی، توپی به نزدیکی من اصابت کرد و موج انفجار مرا گرفت؛ آقای جوادیان از عکاسانی بود که با هم به جبهه می‌رفتیم؛ چشم‌هایم ضعیف بود؛ گرد و غبار، منطقه عملیاتی رمضان را فرا گرفت؛ احساس کردم کسی همراهم نیست؛ به طرف کانال ماهی دقت کردم، دیدم چند نفر در حالی که به سمت ما تیراندازی می‌کنند، نزدیک می‌شوند.

فکر کردم برای جوادیان اتفاقی افتاده است و بچه‌ها به دنبال او می‌گردند؛ اما چون تیرها مستقیماً به طرف ما بود، متوجه شدم نیروهای دشمن هستند بنابراین از کانال فرار کردم؛ یکی از رزمنده‌ها که ترکشی به پایش خورده بود، در داخل کانال مرا دید و گفت «اگر من اینجا بمانم، اسیر می‌شوم، مرا هم با خودت ببر»

نمی‌توانستم او را رها کنم، با اینکه هیکل درشتی داشت او را روی شانه‌ام گذاشتم و همراه خود ‌بردم؛ نیروهای دشمن پشت سرم بودند؛ یک خمپاره در نزدیکی ما به زمین اصابت کرد. احساس کردم آن مجروح خیلی سنگین شد؛ به او گفتم «خودت هم کمک کن» یک لحظه صورتم را برگرداندم و دیدم ترکش خمپاره به سر او اصابت کرده و شهید شده است. در واقع آن رزمنده سپری برای محافظت از من شد. او را همان جا گذاشتم و عقب آمدم.

عملیات رمضان؛ عکس از محمدحسین حیدری

در عین حال که عقب‌نشینی می‌کردم، هر جا شهیدی را می‌دیدم، قسمتی از پلاک‌ها او را می‌کندم و می‌آوردم؛ دنبال آقای جوادیان گشتم، خیلی دلواپس او بودم، از اولین خاکریز عبور کردم و دیدم آقای جوادیان در حال خوردن هندوانه است.

======================================================

قـتـلـگـاه مـیـدان مـیـن عملیات رمضان بـه روایـت یـك عـكـاس

اولین آمبولانس كه آمد، من با خواهش به همراه بچه‌های تخریب رفتم جلو. وسط میدان مین جنازه‌های زیادی بود. یكی از عكس‌هایی را كه از آن صحنه گرفتم از بس دلخراش بود سال گذشته با نام "صحرای كربلا " اجازه انتشار گرفت.

به گزارش فارس،‌ اطلاع رسانی از آنچه در جبهه های جنگ اتفاق می افتاد به پشت خط مقدم و افرادی كه در شهرها زندگی می كردند، یكی از فعالیت های بود بسیار اهمیت داشت. این ارزش اكنون پس گذشت سال ها از آن روزهای زیبا بیشتر شده است. یكی از افرادی كه در این امر مهم سهم دارد، شخصی است به نام «علی فریدونی» كه چندی پیش خاطرات ایشان در همین صفحه را مشاهده كردید.

او یكی از عكاسان با سابقه ایران و سال های دفاع مقدس است و این خاطره مربوط به تصویری است كه شما آن را مشاهده می كنید:


در مرحله سوم عملیات پس از تجدید قوا، نیروها به «میدان مین» برخورد كردند كه دستور عبور از آن داده شد؛ عبور از میدان مین از دو محور بود كه یك سمت سپاه و بسیج بودند و سمت دیگر دست ارتش بود.

150 نفر از بچه‌های سپاه و بسیج بعد از شنیدن دستور عبور از میدان مین داوطلب ‌شدند تا بر روی مین ها «قلت» بزنند. با این كار معبری باز می شد برای عبور دیگران از آنجا (من در سنگر فرماندهی بودم كه فرماندهان اصلی آنجا بودند، از قبل پنهان شده بودم تا آنها مرا نبینند، اما صدایشان را می‌شنیدم).


از بی‌سیم‌ها صدای "الله اكبر " گفتن رزمنده‌ها می‌‌آمد و بعد صدای انفجار مین شنیده می‌شد. در آن سوله یك طرفه فرماندهان سپاه و یك طرف فرماندهان ارتش بودند.

بچه‌های سپاه میدان مین را رد كردند. زمان گذشت و هوا روشن شد. عراقی ها متوجه شدند و بچه‌های سپاه بسیجی را قیچی كردند، عده زیادی قتل عام شدند و عده‌ای دیگر راه برگشت را گم كردند.

هنگام برگشت از جاده‌های "رملی "، بچه ها آنقدر خسته شده بودند كه اسلحه و لباس خود را زمین رها كرده بودند.

فضا واقعا وحشتناك و دلخراش بود. اولین آمبولانس كه آمد من با خواهش به همراه بچه‌های تخریب رفتم جلو. وسط میدان مین جنازه‌های زیادی بود. یكی از عكس‌هایی را كه از آن صحنه گرفتم از بس دلخراش بود سال گذشته با نام "صحرای كربلا " اجازه انتشار گرفت.

رزمنده‌ها با حالت‌های زیبایی به شهادت رسیده بودند. یكی از آنها با مشت گره شده شهید شده بود و این نشان از تعصب او داشت، دستش خشك شده بود و مجبور شدند استخوانش را بشكنند بعد او را دفن كنند.

یكی دیگر از شهدا به حالت سجده افتاده بود.

یكی از شهدا "آرپی‌جی " اش را به حالتی بغل كرده بود كه انگار معشوق‌اش را در آغوش گرفته است. دیدن این صحنه برایم بسیار سخت و تلخ بود. من در طول عمرم دو بار صحرای كربلا را درك كردم كه یك دفعه در این روز بود.












===================================================================

یادمان عملیات رمضان

یادمان عملیات رمضان ،پاسگاه زید در حال حاضر

===================================================================

روی لینکهای زیر کلید کنید


عملیات رمضان؛ ورود به خاک عراق


عملیات رمضان؛ نخستین نبرد در خاک دشمن


پایگاه زید کجاست ؟ عملیات رمضان چه عملیاتی بود ... و آسمانی ها که بودند


راه قدس از كربلا می گذرد


کتابشناسی عملیات رمضان


=====================================================


مهریه حضرت زهرا سلام الله علیها

 

توی منطقه عملیاتی رمضان محاصره شده بودیم

۱۵ نفری می شدیم

تشنگی فشار آورده بود

همه بی حال و خسته خوابمون برد

وقتی بیدار شدیم ، شهید فایده گفت:

بچه ها من خواب حضرت زهرا سلام الله علیها رو دیدم

 

ادامه خاطره در ادامه مطلب...


حضرت با دست خودشون به من آب دادند و قمقمه ی شهیدی رو پر از آب
کردند

 

...سریع رفتم سراغ قمقمه ی یکی از بچه ها که شهید شده
بود

 

دست زدیم ، پر از آب خنک بود

 

انگار همین الان توش یخ انداخته بودند

 

همه ی بچه ها از اون آب سیراب شدند

 

از اون آب شیرین و گوارا

 

از مهریه ی حضرت زهرا سلام الله علیها...

 

راوی:غلامعلی ابراهیمی

 

منبع:کتاب افلاکیان ، صفحه ۲۸۴

 

تصویر بالا تصویری واقعی از شهدای مظلوم و تشنه ی عملیات رمضان است...

http://shahid207.mihanblog.com/post/40

=====================================










طبقه بندی: شـهـدای تـرکـالـکـی،  عـمـلـیـاتـهـا، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1396/04/23 توسط مـحـمـدرضـا قـاسـمـی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک