اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا




شـهـیـد رحـیـم تـرکـالـکـی نام پدر : غلام -  تاریخ تولد 1345 تاریخ شهادت 4/12/1365 محل شهادت : کربلای 5  شلمچه سن 20 سال مزار مطهر : محمدابن زید(ع) .


« بسمه تعالی »

زندگی نامه شهید رحـیـم تـرکـالـکـی
نام پدر : غـلام
تولد : 1345
شهادت : 1365/12/4
محل شهادت : شلمچه مرحله دوم عملیات کربلای5
سن : 20 سال


گفتن و نوشتن در مورد زندگی شهدا بسیار سخت است چرا كه با نوشتن چند سطر     نمی توان به اسرار زندگی آن عاشقان واقعی  پی برد ...
اگر به زندگی فقط از لحاظ تاریخ تولد و محل زندگی و اتفاقات معمولی نگریسته شود قطعاً دین آنها ادا نخواهد شد زیرا مسئله اصلی درباره شهدا خلوص نیت ، صفا و صداقت ، ساده زیستی و عدم تعلق آنها به دنیاست كه باید منشأ الهام به ما و نسل جوان گردد ... اما آشنایی با زندگی آنها خالی از بهره نخواهد بود ...

شهید رحیم تركالكی در سال 1345 در خانواده ای مذهبی زحمتکش و کشاورز در روستای تركالكی چشم به جهان گشود و پس از دوره ابتدائی به کمک خانواده در امور کشاورزی پرداخت و همزمان با تحصیل در برنامه های انقلابی شرکت می کرد ... به علت مشکلات زندگی چند سال از درس فاصله گرفت و با شروع جنگ تحمیلی عاشقانه به سوی جبهه ها  شتافت و در عملیاتهای متعددی از قبیل :
بیت المقدس ، بـدر ، خـیـبـر ، والفجرمقدماتی و والفجرهای 1و2و3و8و9 و كربلای5 شركت نمود ... و موقعی که از جبهه برمی گشت در پایگاه مقاومت شهدای ترکالکی حضور فعالانه داشت ، و در این مدت با كمال جدیّت و  پشتكار درس خواند و به سوم دبیرستان وارد شد ...

در عملیات كربلای5 مصدوم شیمیایی شد و پس از ترخیص از بیمارستان خبر شهادت همرزمش شهید رضا صالحی را به وی دادند ... گفت قول می دهم چهلم ایشان من هم شهید میشوم ... و پس از بهبودی نسبی در مرحله دوم عملیات کربلای5 با همان مصدومیت شیمیایی شرکت کرد و از آنجا كه طبق پیشگویی خود بیش از چهل روز تحمل فراق دوست صمیمی خود یعنی شهید رضا صالحی را نداشت جاودانه شد و به آرزوی دیرینه خود که وصال به معبود بود نائل آمد و پیکر مطهرش در روز چهلم شهید رضا صالحی در تاریخ 4 اسفند 1365 به همراه 3 تن از همرزمانش شهید علیرضا آقامیری - شهید کریم رحیمی - شهید محمد حسنی پور ، تـشـیـیـع شـد ...

« روحش شاد ویادش گرامی باد »

منبع : سایت شهدای شهر ترکالکی
http://www.sabeghoon61.ir/extrapage/51


======================================

«  بسم الله الرحمن الرحیم »

وصیت نامه برادر شهید رحیم تركالكی

با درود و سلام بر خدای شهیدان خدای اباذر و با درود بریگانه منجی عالم بشریت حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله و با درود و سلام بر رهبر كبیر انقلاب اسلامی ایران امام امت خمینی كبیر ...
بارالها وقتی به دور خود نگاه می كنم نخلستانها را می بینم یاد كربلای مولایم حسین (ع) می افتم و من خدا را شكر می كنم كه مرا در این زمان آفرید تا بتوانم با هم رزمان و یاران امام و سربازان امام زمان (عج) جهاد كنم تا شاید بتوانم كشور اسلامی خود را به رهبری امام امت از فساد و فحشا نجات داده و جامعه خودم را بسوی نور حركت دهیم ...
خدایا من نمی دانم چه بگویم چرا كه شهیدان بـدر تمام تذكرها و تمام پیامها را به مردم حزب الله و همیشه در صحنه داده اند از شما برادر رزمنده می خواهم كه كسانی كه نـق می زنند به سختی جلوی آنها را بگیرید و موظفید كه نگذارید به این انقلاب كه از قلب مردم جوشیده شده است به این درختی كه هنوز رشد كافی نكرده است ضربه ای وارد كنند و خونهای شهیدان بخون خفته ایران اسلامی را پایمال كنند و تو ای مولایم حسین و تو ای سرور من اگر در كربلا كسی نبود جواب « هل من ناصر ینصرنی » ترا لبیك بگوید اینك ما رزمندگان اسلام جان بر كف بعد از هزار و چهارصد سال آمده ایم تا به شما لبیك بگوئیم و فرزندان یزید را به درك بفرستیم تا دیگر جرأت حمله به لشكریان اسلام را نداشته باشد ...

پیامی به خانواده ام :
پدر و مادر عزیزم من در برابر شما شرمسارم چرا كه من نتوانستم جبران زحمات شما را بكنم امیدوارم كه خداوند تبارك و تعالی اجر زحمات شما را بدهد و تو ای مادر مهربانم امیدوارم كه در شهادت من صابر باشی و زینب (س) را سرمشق خود قرار دهی و تو ای برادرانم بعد از من ، نكند اسلحه از دست افتاده مرا به زمین بگذاری و به شما مردم همیشه در صحنه امیدوارم كه در برابر دشمن ساكت نمانید چون اگر ساكت ماندید دشمن به هیچ یك از شما رحم نمی كند ...
در ضمن برادرانم برای من هیچ گونه لباسی به عنوان عزا برتن نپوشید و به برادرانم : حسین ، كریم ، مجید و جواد ســلام مـی رسانم ...
« والـسـلام »
رحـیـم تـركـالـكـی

منبع : سایت شهدای شهر ترکالکی
http://www.sabeghoon61.ir/extrapage/51

======================================

شهید رحیم ترکالکی و مرحوم بسیجی عزیز علی بورد تو دسته یک گروهان حبیب بودن و شهید رحیم آرپی چی زن خوبی بود و هیکل ریزی داشت ولی شجاع بود و شوخ طبع مرحله اول که رفتیم شیمیایی زد پیش هم بودیم تو اشیانه تانک بغل جاده مرحوم بسیجی مخلص و معلم مهربان شهرام عبدی کارتن کیک از تدارکات بهش دادند همه را یکی داد به شهید رحیم دوتا داد همه نگاه می کردند گفتن شهرام چرا رحیم دوتا میدهی به شوخی گفت رحیم باید تا کیک بخورد که قدرت داشته باشد تانک بزنه ... بعد آن قضیه انجا بودیم هواپیما عراقی آمد شیمیایی زد و اکثر بچه ها تا شب دوام نیاوردن رفتیم پای شیار که شب عمل کنیم شهرام شیمیایی داعون شده بود رحیم هم رفت بالا سرش گفت شهرام  حالا من قوی ترم یا تو شهرام با آه و ناله گفت خوشحال نباش ... هیچ کدوم مان و در آن عملیات همه گردان مالک با شیمیایی تارو مار شد ... اندازه یک گروهان ماندن و عملیات کردیم یاد همه همسنگران بخصوص شهید رحیم ترکالکی و مرحومین برادران شهرام عبدی و علی بورد بخیر ...
بخوانی فاتحه ای و بفرستید صلواتی بر محمد و ال محمد

راوی : محمدرضا محمدی زاده


=======================

شب آخری که رحیم برای خداحافظی و حلالیت به منزل ما آمد ... رحیم آمد در زد من بسیار کودک بودم ۷سال داشتم رفتم تعارف کردم آمد داخل اتاق بغل درب ورودی حیاط نشست ... ما در حال خوردن شام بودیم غذایی بسیار ساده اما چرب ... اوتماته هرچه به رحیم تعارف کردیم اجابت نکرد ... مادرم زیاد اصرارکرد ... رحیم متوجه قضیه شد که شاید نکند ما فکرکنیم غذای خوبی نداریم که او بر سر سفر نمی نشیند ... خودش پیش آمد و تنها یک لقمه زد ... درحالی که سرش پایین بود و به عقب برمیگشت ، گفت من شیمیایی هستم غذای چرب برایم خوب نیست ... خدا را گواه میگیرم انگار همین دیروز بود چه زود گذشت سی سال از شهادت رحیم عزیز ...
راوی : ر - ح 


=======================

عصر ما را به منطقه عملیات بردند واز پشت خاکریز دشمن را یکی نشان دادند که شب از اینجا باید وارد عمل شوید شب شد و این مقر باید آزاد شود مقداری از این مقدار جلو بود مقداری عقب و دشمن شک کرده بود دسته ی حسن حسنی زوتر حرکت کرده بود عراقی ها فهمیدن شرو ع به منوار انداختند و ما هم زدیم به خط دشمن بعد از چند دقیقه من با حاج سیف الله بنده بعنوان بیسیم چی بودم در اولین لحظه وقتی منور از طرف دشمن زده شد نگاه کردم دیدم شهید رحیم ترکالکی که توی سنگر بود تیر به پیشانی جای مهر نماز خورده بود و درحال نشسته و تکیه به سنگر بود من اولین عملیاتم بود خیلی نارحت شدم آنقدر آن شهید مظلوم و بی صدا به شهادت رسید ...
راوی : علیرضا استادی


======================================


























































































منطقه کوشک نزدیک بصره
شهید رحیم ترکالکی - بهمن عبداله زاده  - حسین رحمانی - حسن علیزاده - مجید عیدی زاده




منطقه کوشک نزدیک بصره
شهید رحیم ترکالکی - بهمن عبداله زاده  - حسین رحمانی - حسن علیزاده - مجید عیدی زاده




آموزش دو به دو دشمن فرزی - شهید رحیم ترکالکی - حسن علیزاده





























تمامی حقوق این وب سایت برای <سایت شهدای ترکالکی> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.